
| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
وزارت راه برازندهی وزیر کشور است!!!
دوباره ما شب خوابیدیم و آفریدگار اجازه داد یک روز دیگر هم بیدار شویم و شنوای اخبار مسرت بخش جدیدی باشیم !!!! تا همین چند روز پیش همهی سران دست اندکار کشور از پایه و بنیان منکر نیازهای جنسی نسل جوان بودند و همه را عابد و زاهد و خنثی در نظر میگرفتند . تا اینکه یک شب تا صبح فکر کردند و کشف کردند ! نه این طوریها هم نیست و نسل جوان به جز درس ، کتاب ، مشق و فرایض دینی داشته و مسکن ، تفریح و شرایط ازدواج نداشته ! احتیاجات روحی و جسمی بس مهمتری هم دارد . در راستای همان شب کذائي که موجب گرفتن تصمیم مهمی شد ! وزیر محترم کشور باب جدیدی برای ارضا امیال جنسی جوانان این مرزوبوم گشودند و با کمال خونسردی و بدون در نظر گرفتن شئونات خانوادهها فرمودند : ازدواج موقت را در بین جوانان رواج دهید . اینجا بود که سطح آگاهی ما از تاسیس سایتهای دلالی محبت بالا رفت و فهمیدیم پیش ازفرمایشات ایشان تحرکاتی وسیع در سطح جامعه صورت گرفته است و قیمتها کاملا از پیش تعیین شدهاند !!!! تنها چند سوال مطرح است : آیا این خواسته برخواسته از دل دین است و یا برخواسته از دل تعدادی کوته فکر بوالهوس؟ آیا ایشان این حرکت را درشأن دختران و پسران خودشان نیز میدانند . این چه رفتارهای توهین آمیزی است که در این چند وقت اخیر در برخورد با زنان و دختران جوان میبینیم . تا دیروز که دختران بی حجاب بودند و از فاحشههای خیابان هم خطرناکترو امروز میتوانند شرفشان را دودستی تقدیم بوالهوسی آقایان کنند و یا اینکه آقای وزیر محترم اصلا دختران را جز نسل جوان در نظر نگرفتهاند و باز هم فوج عظیم نسل دختران جوان به حساب نیامده است ؟ چون اصولا اینگونه مسائل تنها برای آقایان مطرح میشود!!!! آیا تصور کردند دختران جوان تمایلات ندارند و همگی مریم مقدس هستند ؟؟؟؟ ( بگذریم که خود مریم مقدس هم ازدواج کرده بودند) و یا اینکه دختران نیز در این طرح شرکت میکنند و ...... بهبه چه شود ، به قول معروف گل بود به سبزه نیز آراسته شد . (من اصلا مخالف روابط آزاد نیستم ولی آیا جامعهی بستهی ما میتواند این مسائل را هضم کند؟ میدانم اینگونه روابط برای دختران ایرانی که همواره شاهد کانون خانواده بودند و الگوی تشکیل خانواده را سر مشق خود قرار دادهاند تنها مخرب هست و آمار درخواست آسایشگاههای روانی را بالا خواهد برد!!!!در خصوص پسران نیز همینگونه است و مشکلات روحی پیآمد آن خواهد بود!) خیلی به این مسئله فکر کردم و یاد برگی از تاریخ افتادم . در کتاب سینوحه ، آبادی وجود داشته که دختران پیش از ازدواجشان درخانههایی و یا معابدی به ازدواج موقت مردان درمیآمدند تا بار سنگین هزینههای زندگیشان را از روی دوش خانوادههایشان بردارند و خودشان دستشان را به زانوانشان بگیرند و بعد از کسب درآمد ازدواج کنند. حتما وزیر ما هم شب تا صبح تفکر کردند و به این نتیجه رسدند که خود و همکارانشان که نمیتوانند وسایل آسایش نسل جوان را فراهم کنند ، ایجاد شرایط آسان ازدواج هم ازعهدهی ایشان خارج هست . از یک سو باید با زنان بد حجاب بجنگند و از سوی دیگرنیزبا اراذل و اوباش ! با در نظر گرفتن فشار کاری ایشان! چون نمیتوانستند قیمتهای نجومی مسکن را هم کاهش دهند پس به طورغیرمستقیم به دختران جوان اجازه دادند به عقد و نکاه موقتی آقایان در آیند و ماهیانه چیزی نزدیک ۴۰۰ الی ۵۰۰ هزار تومان درآمد داشته باشند . بعد هم با راهنمائیهای دوستان ایشان میتوانند پولهایشان را در بانکها بگذارند و به چرخهی گردش سرمایهی کشورشان کمک کنند . تبریک میگویم ! در واقع یک شبه تصمیم گرفتند حرکت فرهیختهی کشور فیلیپین را الگوی خود قرار دهند تا با یک تیر چندین هزار نشانه را هدف قرار دهند. از یک سو کلاه شرعی بگذارند برروی روابط دختران و پسران جوانی که تا دیروز تنها باطوم راه حل روابطشان بود ، از سوی دیگر نیز به تمام غرغرهای کارشناسان و خانوادهها برای نبود امکانات تشکیل خانواده پایان دهند . با در نظر گرفتن اینکه راهی جدید نیز برای بالا بردن آمار ایدز و کودکان بیپدر بازمیشود که این خود نویدبخش پیشرفتهای عظیم فرهنگی است !!! و در پایان راهی جدیدی هم برای مردان متأهل هموارگردید تا هرچه بهتر بتوانند به هوسرانیهای خود با سرپوش قرار دادن دین ادامه دهند. حقیقتا ایشان باید عهده دار وزارت راه میشدند!!!! ای کاش همه .... رضا مارمولک بودند و تعبیرشان از صیغهی موقت تف گنده فرشتگان بود .
|+| نوشته شده توسط چکاوک در 86/03/14 و ساعت 23:25 |
حاشا به غیرتمون
لبیک جنگ را با بلندترین صداها بلی گفتیم و شتافتیم به سوی منطقه!جنگیدیم و خون ریختیم تا خونین شهر آزاد شد . مردم رشادت کردند و سینه سپر کردند تا وجب به وجب این خاک آزاد شد . اما امروز کجایند آن شیران بیشهی خوزستان ؟؟؟؟ کجایند آن سرو قامتان تنگه هرمزگان ؟؟؟ کسی لب به تشکرازشان باز کرد ؟؟ امروز کسی ازشان سراغ میگیرد ؟ ازاول سیاستها را به اشتباه پایه ریزی کردیم و بعد هم به اشتباه تن تک تک گلهامون را سیبل گلوله قرار دادیم و امروز وزیر و وکیل و شهردار دشمنهای آن دورانمون را میآوریم تو ایران و مداوا میکنیم . خودمون هم از اعتقاداتمون پا عقب کشیدیم چون خیلی....... من نه به صحت جنگ کار دارم و نه به اشتباه جنگیدن . من نه میگم چرا رفتیم ، نه میگم ناآگاهانه بود و نه میگم خودکشی بود . من فقط دلم میسوزه واسه آدمهای بیگناهی که همیشه واسه غیرتشون کشته شدن و کسی شاید حتی نگه که بودن و چه میخواستن بکنن . از اول سیاست نه غربی نه شرقی اشتباهمون ما را به بیراهههائی فرستاد که امروز با پا در میانی دوست و آشنا باید دوباره پیوندها را جوش بدیم و سر یه سفره بشینیم . اینقدر مرگ و نفرین به این و اون گفتیم که امروز اگر بخواهیم دوباره تو صورت هم نگاه کنیم شرم از ملت ناآگاه شاید گوشهی دلمون را بلرزونه که نکنه مردم اینو بگن . شاید هم یک کم ازرخ همرزمای اون دورانمان شرم کنیم که پربال فرشتهها به تنشون کشیده شد و کنج عزلت خانه سوغات سفرشون شد! داخل و خارجمان بدجوری به هم ریخته ، بوی پوسیدگی داره میآد! خمینی میدان جنگ را میداد دست جوانان و میگفت : سرمایههای این خاک ، این شما و این هم خاک ایران ، بسازیدش تا سرفراز بمونیم . ایمان داشت به روح جوانی ، که هر جا پا بگذاره آباد میکنه و کرد!!! درعوض امروز جوانان رو میزنیم و به خاک و خون میکشیم که شماها مایهی ننگید و شرف ندارید!!! غافل ازآنکه همان جوانان کاباره رو انقلاب کردند ، سازمان جاسوسی اشغال کردند و شب تا صبح کوکتل مولوتوف درست کردند . همانها بودند که ازهاری را بیچاره کردند از بانگ الله اکبرشان! اما امروز همه سوسولها بیدین شمرده میشوند و بیغیرت!!! فرزندان پاچه گشاد پوشانی که غریو الله اکبرشان تن و بدن ارتش وارتشی ها را می لرزاند و پادگان ها را خلع سلاح می کردند . اما جوان امروز حتی حق حیات ندارد ! روزای وفات حضرت فاطمه ، پهلو شکسته ، پهلو شکسته میگیم ، اشک میریزیم و آه میکشیم که ای بیمروتها چطور دلتون اومد دختر ۱۸ ساله را دل شکسته کنید ، شاخه گل محمدی رو پرپر و امروز خودمون با لگد تو سرهم جنس شاخه گل محمدی میزنیم و خونشو تو خیابونا میریزیم......
ایمان داشته باشید همه محجبه شدن با این رفتار پر از صدق و دوستی! اگر همه ی پیامبران و ائمه ی دینی عملکرد شما و راه و رسم راهنمائی تان را پیشه می کردند که الان از۱۲۴هزارتاشون ، یکیشون هم نامدار باقی نمانده بود !!
دور تسلسل زدیم . به کجا چنین شتابان سوار اسب جهلمون شدیم و به تاخت از روی هر چی اعتقاد داشتیم و داریم گذشتیم و باقیماندهی اعتقاداتمون را مثل جسد لگدمال شده رها کردیم تا بو بگیره !!!! زن و ناموس و بی شرم نشون میدیم و از اراذل و اوباش خطرناک تر! به قول نماینده ی شهرمان (خانوم ابتکار) آیا حقیقتا زنان بد حجاب تهدیدکننده تر از اراذل و اوباش هستند؟؟؟ وای بر ما ، وای بر جهلمون!!!
|+| نوشته شده توسط چکاوک در 86/03/04 و ساعت 14:32 |
|
درباره وبلاگ
زندگي رسم خوشايندي است البته اگر ديگران بگذارند.
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب نوشته های پیشین
تیر 1387خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 پيوندها
داریوش خان کبیر امیدخان اردشيرخان يحييييييييي پسرخاله دوست پسرخالهام ارغوان اشتراني مریم بانو ستاره روزگار پائيزي شراگيم عقايد يك دلقك زيتون شبگير الاغي كه يونجه رو ميفهميد استامينوفن دختر خورشيد خارخاسك هفت دنده دخترمرداد قصههاي عامه پسند ويدا زنانهترين اعترافات حوا نيمولي مامان شين پسري با كفشهاي كتاني توتفرنگي امشاسپندان جودي آبوت بيسكوئيت نوشتههاي پشت شيشه برونكا شاسوسا(مجتبي تقويزاده) الهه فراهاني داستانهاي محمدرضا زنو بهنام پاكزاد مهناز پوریايي آرامه كوفتهكاري مونيرو تذکره امکانات
|
| Powered By Blogfa |