تبليغاتX
.: رو تیتر :.

خانه | آرشیو | پست الکترونیک
خدانگهدارت حمیرا
 

 

حمیرا مرد( http://blog.360.yahoo.com/blog-6.YfXUgzerTYKCsybqwrLTY-?cq=1&p=119#comments)

دوست ۴ سال تحصیلی‌ام!!!!
مادربزرگم هم مرد

اما

داغی که بر دلم مونده  از رفتن حمیرا کجا و بی‌تفاوتی‌ام نسبت به مرگ یک پیرزن ۹۲ساله کجا!!!!

حمیرا و من و مهسا همسن بودیم همگی متولد ۱۳۶۳

جالب این‌جا است که فامیل من و حمیرا ابراهیمی بود و همه‌ی امتحانات در کنار هم بودیم و تا جائی که می‌تونستیم تقلب می‌کردیم

دلم براش آتیش گرفته

زیبا بود و مهربون

هنوز دعوایی که با استاد ریاضی آقای بسطام کردیم ، یادم هست

هنوز یادم هست که حمیرا با چه شجاعتی تو روی استاد عربی واستاد و بهش یادآوری کرد حق توهین به شخصیت بچه‌هارو نداره

به معنای کلمه بی‌باک بود و نترس

 

حیف به تو ای روزگار که قدر خوب‌هایت را نمی‌دانی

آمدنمان بهر چیست که رفتنمان بهر آن است؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

تک‌تک لحظات ، خنده‌ها ، شیطنت‌ها ، سیگارت‌هائی که تو مدرسه می‌انداختیم ، خوردن ترتیلا و چیپس و ساندویچ ، دزدی از بوفه و دزدی ترشی شور از بقال روبروی مدرسه و..... همه آتش به دلم زده

 

آتش به قلبم کشیده و یادم انداخته خنده‌های حمیرای موی قرمزی که مزاجش هم مثل موهایش آتشین بود و خنده‌هایش عروسکی!!!

 

ای حق این عدالت است  که دختری در اوج زیبائی پر پر بشه و پیرزنی به زور و ضرب عزرائیل جون بده؟؟؟

 

حکمت این رفتن‌ها و نماندن‌ها و نرفتن‌ها و .....این زندگی سگی چی که نه من می‌دونم و نه هیچ یک از عرفای تاریخ که همگی در پیدا کردن راز هستی سر گردان بودند و هستند!!!!

 

ای حق دل خیلی‌ها داغدار شده و دل من هم باید کم‌کمک داغ دیدن رو بیاموزد ، اما به خود حقانیتت قسم  ، طاقت از کف داده‌ام و متحیر زمان و زمینت هستم .

 

حمیرا در هر کجای این کهکشان که هستی بدون با رفتنت دل خیلی‌ها داغ دیده و دلتنگت هستند به خصوص

 مادرت

پدرت

آریا

کوچولو‌ی برادرت

دوستانت

و.......

 

 

*حمیرا در یک تصادف در جاده‌ی کرج پر پر شد ، جالب که توی ماشین پرادویی که سوار بوده هیچ کس آسیبی ندیده به جز حمیرا

*دلم براش درد گرفته از اون دردهایی که هیچ مسکنی نداره و آرام شدنی هم نخواهد بود

*اگر دوست داشتید برای روحش فاتحه‌ای ، دعایی یا هر ذکری که مایلید بفرستید

*در مراسم مادربزرگم اشک می‌ریختم نه برای مردن جده‌ام بلکه برای پرپر شدن دوستی که دوستش داشتم!!!

 

روحش شاد

 

 

|+| نوشته شده توسط چکاوک در 86/06/29 و ساعت 1:23 | 
بنزین آدم سوز
 

 

درست دو سال پیش بود که در مورد آمار خودکشی و خودسوزی دختران ایلامی  تحقیق کردم و ازطریق اطلاعات ناقص و غیراستناد پایگاه‌های اطلاع رسانی وزارت بهداشت و سازمان پزشکی قانونی کشور متوجه شدم روزانه بیش از ۱۰ دختر و زن دراستان  ایلام به روش سوزاندن جسمشان از خانواده‌ ، مردان و رسوم پوسیده و ضد انسانیت منطقه‌ای شان انتقام می‌گیرند و نزدیک ۹۸٪ آنان در آخرین لحظات عمر از کرده خود پشیمان می‌شوند و دریافتم

 مردان در شرایط غیر قابل تحمل زندگی ، طناب دار را به عنوان بهترین راه‌حل انتقام‌‌گیری از خود انتخاب می‌کنند .

 

اما امروز موضوع تحقیقم خودکشی به دلیل مشکلات معیشتی است که شاخص‌ترین علت آن در روزهای اخیر سهمیه بندی بنزین است .

 

اگر روزنامه‌ی تهران امروز تاریخ ۸۶/۶/۱۹را خوانده باشید ، تیتر اصلی آن که گدائی و تکدی‌گری سوختاست  ، شوک جدیدی در جریان سمیه بندی بنزین به دولت وارد کرده .

 

رئیس جایگاه‌داران کل کشور:

روزانه بیش از ۱۰۰ نفردر جایگاه‌های سوخت  ، بنزین گدائی می‌کنند.

 

وقتی آقای رئیسی‌فر ، ریاست جایگاه‌داران کشور ، از نتیجه‌ی گزارش وانعکاس خبر گدائی سوخت درروند  سهمیه بندی بنزین باخبر شد ،  دوباره آمار و اطلاعت تکان‌دهنده‌تری عنوان کرد و گفت:

من به شما  اعلام کردم  به طور میانگین روزانه ۱۰۰ نفر در پمپ بنزین‌ها در حال تکدی‌گری بنزین هستند اما در حقیقت بیش از ۲۰۰ نفر هر روز با درگیری‌های لفظی و گاه فیزیکی با مسئولان پخش سوخت در ایستگا‌های سوختگیری  با قلدری اقدام به گرفتن بنزین از شهروندان می‌کنند و میلیون‌ها لیتر بنزین به این روش جابه‌جا می‌شود .

 

سرهنگ خانچرلی معاون سردار رادان با لاپوشانی‌های بسیاری آخر سر اعتراف کرد بیش از ۱۰ دستگیری واحد عملیات نیروی انتظامی (۱۱۰)  به متکدیان سوخت اختصاص دارد وگاهی برخی کارگران پمپ بنزین‌ها با علائم ضرب و جرح روانه‌ی بیمارستان‌ها می‌شوند .

 

همه‌ این درگیری‌ها ، گرسنگی هم وطنانی است که مسئولان دولتی با آماده‌ ساختن زمینه‌جرم در جامعه ، آنان را به سمت و سوی ارتکاب جرم سوق داده‌اند .

 

طرح سهمیه بندی بنزین آغاز شد و هم اکنون نزدیک ۳ ماه از شروع آن می‌گذرد اما روز به روز بر وسعت معلولیت این طرح افزوده می‌شود و هیچ کس در جامعه پاسخگوی صدمات اقتصادی  و اجتماعی وارده بر خانواده‌ها به واسطه‌ی اجرای این برنامه نیست .

 

روز جهانی خودکشی در روزهای پایانی شهریور مصادف با رخدادهای بسیاری شد:

مرد پستچی مقابل در پست رسالت خود را حلق آویز کرد

پسر جوانی در میدان هروی خود را حلق آویز کرد

مرد ناشناسی در میدان شوش خود را به طناب دار آویخت

 

فکر می‌کنید کدامین عامل این مردان را به چوبه دار آویخته است؟؟؟؟؟

شاید باور کردنش برای همه سخت باشد اما  این سه نفر از نداشتن سوخت راکبشان برای چرخاندن چرخ زندگی‌ ، حلق آویز شدند .

به گفته اطرافیان این سه قربانی ، آنان با دلایل مبنی بر سختی‌ زندگی ، نداشتن سهمیه سوخت مورد نیاز وسیله نقلیه و بالا بودن فشار اقتصادی مرگ خود را زودتر از زمان مقرر فرا خواندند و حلقه‌ی دار را دور گردن‌هایشان تنگ و تنگ‌تر کردند.

تنها مرد پستچی در بیمارستان الغدیر از تنگنای طناب دار جان سالم به در برده اما با آسیب ۷۰ درصدی تارهای صوتی و مجرای تنفسی قادر با ادامه‌حیات است .

 

عامل خودکشی : فشار اقتصادی حاصله از سهمیه بندی بنزین

 

حتما مسؤلان گرامی عوامل مرگ را هزاران دلیل دیگرعنوان می‌کنند اما حقیقت امر این است که

مردم گرفتار فقر مالی شده‌اند

و

برای سرپرستان خانواده‌ها  ، طناب دار بهترین گزینه‌ی ادامه حفظ آبرو است .

 

جالب است اگر بدانید ۲۵٪ گدایان سوخت زنان هستند .

 

حقیقتا اجرای این طرح های به ظاهر ارزشمند و در باطن گران بها اما معلول حرکتی در نظام اقتصادی کشورمان عظیم‌ترین لطمات معیشتی را به کدام قشر وارد می‌کند؟؟؟

کدام قشر است که در سال جاری کمر خم کرده است و تورم بالای ۱۵/۴ را نمی‌تواند تحمل کند؟؟؟

کدام قشر است که انرژی اتمی و بنزین را نه در سر سفره‌اش دارد و نه در تخیلات شبانه‌‌اش ؟؟؟

آیا مسئولانی که سهمیه‌های ۱۰۰۰ لیتری دارند از درد دل هم‌وطنانشان با خبر هستند؟

 

آیا با گدائی بنزین و ارتکاب هزار جرم دیگر به امرار معاش می‌پردازند یا هزینه‌هایشان از پیش پرداخت شده است؟؟؟

 

 

|+| نوشته شده توسط چکاوک در 86/06/21 و ساعت 15:16 | 
بابا شما را به خدا یک کم فکر کنید
 

 

این چرخ فلک در حال چرخیدن است و مردم هم چرخ چرخ عباسی کنان پا به پای او می‌چرخند.

شب‌زنده‌داران شب‌رو ، تصمیم می‌گیرند

نطق می‌کنند

نظر می‌دهند

بدبخت می‌کنند

خوشبخت می‌کنند

از هستی ساقط می‌کنند

بر هستی اثر می‌گذارند

و........صدها تاثیر مثبت و منفی بر زندگی دیگران گذاشته و هزاران هزار بار بدون کوچکترین تفکری از قبل ، تصمیماتشان را به مرحله‌ی اجرا می‌گذارند .

 

یکی از این شاهکارهای تازه به عرصه‌ی ظهور رسیده ، ثبت نام اینترتی دانشجویان است که امکانات و شرایط خاص خودش را می‌طلبد .

 

ترم جدید دانشگاه دماوند ( سلام و صلوات نثار این خطه‌ی گلگون ) به این پدیده‌ی بسیار نو مجهز شده است و با بهترین شیوه‌ی در حال اجرا است .

 

مشکلات این حرکت تکنولوژیکی ، کار را به جایی رساند که کارگروهی مسئولین ثبت نام به کار ستادی تبدیل شد و به نوعی همگی مانند ........ در گل ماندند .

 

تمامی دانشجویانی که شهریه‌های‌شان را به صورت چک به امور مالی دانشگاه تحویل داده بودند ،  کلیه‌ی امور مالی ثبت نامشان را به شیوه‌ی حضوری پیگیری کردند .

 

اکثر دانشجویان نیز با تماس‌های مکرر به امور دانشجویی دانشگاه اعلام کردند که سگ تو گل ایستادن‌ها و دعواهای حضوری و غرولند کردن‌های در محل به مراتب بیشتر می‌ارزد نسبت به بالا نیامدن سایت و حساب جام بانک ملت بسته بودن و چندین ساعت به تعویق افتادن‌های مکرر ثبت نام که در حد انفجار مغزی ، فشار روحی و استرس به متقاضیان وارد می‌کند ودیکشنری فحش‌های کوی و برزن را در ذهن افراد فرهیخته‌ي اجتماع بازنگری می‌کند.

 

دو روز قبل از آغاز این حرکت دانشجو دوستانه ، شاهد صحنه‌ی تاسف‌ باری در دانشگاه  بودم .

دخترک: ببخشید آقا من که کامپیوتر ندارم تا به اینترنت وصل بشوم و ثبت نام کنم؟!!!

مسئول دل سوز: یعنی چه؟؟؟؟!!!!! مگر می‌شود!!

دخترک سرخ شد از خجالت ، سر در گریبان ،!!!!مرسی آقا ، خداحافظ .

 

آقایانی که در رأس امور می‌نشینید و سکان حرکت کشتی تحصیل علم و دانش را در دست دارید، آیا ‍پیش از اینکه ثبت نام دانشگاه را اینترنتی کردید یک لحظه خودتان را درجای دانشجوئی قرار دادید که در زیر خط فقر زندگی می‌کند؟

چرا فراموش کردید حس نداشتن و دارا نبودن از یک امکانات چه لطمات روحی را وارد می‌کند؟

آیا تنها یک لحظه می‌توانید خود را جای دانشجوئی قرار دهید که خود را از دیگران کمتر می‌بیند؟

شما با روح و روان این جوان چه کرده‌اید؟

شما چه حسی به او القا کرده‌اید؟

شاید که نوعی حس کینه و دل‌زدگی از خانواده‌ را در او پدید آورده باشید!!!

 

در حال حاضر بر اساس آمار وزارت ارتباطات تنها  ۱۱میلیون نفر در ایران از اینترنت استفاده می کنند که سهم به سزایی از این میزان را سازمان ها ، وزارت خانه ها ، مراکز دولتی و...... به خود اختصاص داده اند و تنها ۷/۹ درصد ایرانیان در منزلشان به اینترنت دسترسی دارند ، این درحالی است که تا پایان سال ۸۷ تمامی مراحل ثبت نام‌ دانشگاهی می‌بایست به شیوه‌ی اینترنتی انجام گردد و در اکثر مواقع ثبت نام‌ها در ساعات اولیه‌ی روز انجام می‌شود .

 

پس این خود شما هستید که زمینه‌ی جرم‌خیزی جامعه را با اعمال فشار آماده می‌سازید .

چه بسا بسیاری از عقده‌‌های روانی و کینه‌های جوانان و ناراحتی‌های روحی از جمله سرخوردگی، افسردگی، خودکم‌بینی و.... با یک تصمیم به ظاهر ساده‌ی شما شکل گرفته باشد و در جائی دیگر و به روشی خشونت‌آمیز بر فضای جامعه بازگردانده شود.

 

پس شما خود در شکل گرفتن نوعی حس ستیزه جوئی دانشجویان بومی با دانشجویان ساکن پایتخت نقش داشته‌اید.

 

بسیاری از اهالی شهر دماوند از مشکل سرویس‌های بسیار ضعیف اینترنتی در این شهر گله‌مند بودند گرچه ساکنین تهران نیز دست کمی از آنان نداشتند اما حقیقتا اجرای این شیوه‌ی بسیار کارآمد نیاز به برنامه ریزی‌های دقیق و ارائیه‌ی خدمات کاملا مجهز دارد .

حداقل دانشگاه باید سیستم ثبت نام خود را راه اندازی می‌کرد تا دانشجویانی که توانائی دسترسی به اینترنت را نداشته و ندارند ، بتوانند بدون دغدغه و نگرانی خود را هم‌پای دانشجویان دیگر تصور کنند .

 

اما دانشگاه  دماوند تنها دو دستگاه برای این کار تعبیه کرده بود که با پا در میانی مدیرگروه سابق راه‌اندازی شد.

 

ای کاش مهندسین و دلسوزانی که خود را عقل کل می‌دانند و نظرات دیگران را علف حرز می‌پندارند تنها یک دقیقه خود را جای دانشجوی فلک زده بگذارند تا بدون در نظر گرفتن حال و احوال او این تصمیمات تخیلی نگیرند.

 

پ.ن: عجب شانسی آوردم که دومین نفری بودم که ثبت‌نام اینترنتی کردم آن هم خارج از نوبت!!! ( مسئول پشتیبانی سایت فراموش کرده بود که محدودیت سال ورود دانشگاه را اعمال کند)

 

پ.ن: آقا ما اگر نخواهیم پیشرفت کنیم و درهمان جاده‌ی عقب ماندگی طی طریق کنیم چه کسی را باید ملاقات کنیم؟؟؟

 

پ.ن: حقیقتا در حق دانشجویان ساکن دماوند با این سرویس‌های ضعیف اینترنتی اجحاف می‌شود.

 

پ.ن: از همه‌ی دوستانی که من تنبل به وبلاگشون سر می‌زنم ولی نظر نمی‌نویسم معذرت می‌خواهم ، شما به بزرگی خودتان ببخشید .

 

 

|+| نوشته شده توسط چکاوک در 86/06/06 و ساعت 11:12 | 
Powered By Blogfa