تبليغاتX
.: رو تیتر :.

خانه | آرشیو | پست الکترونیک
خواب‌زده
 

 

 

دوباره بي‌خوابي‌هاي شبونه سراغم رو گرفتند و پيدام كردن

شب‌ها بي‌خوابم و تا صبح توي جشن موسيقي و فكر و فيلم مي‌رقصم

پرم از آرامشم

لبريز از حس وجود

نگاه آسمون رو با خودم دارم

يكمي از مهتاب رو توي جيبم ريختم براي روز مبادا

تا اگر دوباره توي مسير سنگلاخي قدم گذاشتم

پشت سرم ردي شب‌ تاب براي آرامش بگذارم

تا يك وقت گمم نكنه

تا اگر رفتم توي تاريكي رد و بگيرم و برگردم پيش رقص‌هاي شبانه‌

از فردا نترس

برات كوله‌باري پر از تيرهاي خورشيد مي‌سازم

تا اگر رفتي به دور دورها

اگر رفتي و توي تاريكي، زمين‌گير شدي

با تيرهاي نوراني‌ات

راهي باز كني به سرزمين روشنايي و بازگردي به آغوشم

هميشه جايت اينجا است جاودانه

 

 

 

  

|+| نوشته شده توسط چکاوک در 87/02/14 و ساعت 21:53 | 
Powered By Blogfa